اشگ مهتاب

فقط برای تو می نویسم...

اشگ مهتاب

فقط برای تو می نویسم...

قلب من

امشب آمدم توی ایوون

واسادم همونجائی که اونروز واساده بودی

می خواستم

ببینم فاصله ها

تا کی می خوان سرد باشن !

هیچ سرمائی نبود

احساس کردم

اصلا فاصله ای نیست

تو هنوز همونجا هستی

توی قلبم...

 

نظرات 2 + ارسال نظر
پدر سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:18 ب.ظ

میدونی این کیه؟
این همون پرستوئیه که باباشو تنها گذاشته
این همونیه که ...

شیما چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:32 ب.ظ

پرستو اینجاست...پیش تو پدر...توی قلبت...جاده ها هرگز نمی تونن اونقدر قدرت داشته باشن که اونو ازت دور کنن...من مطمئنم که شما هم توی قلبه اون هستید و چی از این زیبا تره؟که دختر و پدر هر دو در قلب هم باشن به امید روزی که دستاشون به هم برسه...حتی رویاشم زیباست...من می دونم پدر...
و عشق صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد