
در انتهای سومین شب بود
که صدای آشنائی
فضای تنهائی ام را شکافت
و بر عمق قلبم نشست .
پدر ! من آمدم ...
صدایش زیبا بود
مثل یک موسیقی !
مثل بارونی که توی صحرا می باره !
مثل اشگی که بی مهآبا جاری میشه !
مثل همون ستاره ایکه همیشه
از پشت پنجره اتاقم پیداست !
پرنده مهاجر پدر ،
به خانه بر گشته
تا برای هجرت دیگری آماده شود
این بار
او از کنار فرات می گذرد
تا به دشت عشق برسد
این بار
نمازش را
در کنار نهر علقمه خواهد خواند
این بار
در کوچه های تنگ و تاریک نجف
پرسه خواهد زد
تا بشنود صدای گریه آن یتیمی را
که در فراق مولایش
بهت زده
آسمان گنبد طلائی را
میکاود.
اگر به نجف رفتی
اگر خانه علی (ع) را یافتی
سلام من را به فاطمه (س) برسان
و بر سر چاه بگو
پدر چشم به راهست
او روی قول شما حساب باز کرده
مبادا حسابش را مسدود کنید
مبادا محلش نگذارید
پدر بدون شما میمیرد
و اگر تا این لحظه زنده مانده
عشق شماست
عشق مادر است
پدر ضعیف ترین فرزند فاطمه (س) است
یادت باشد
اگر نتوانستی حرف هایم را به آنها بگوئی
نگاهت را به نخلستان نجف برگردان
با نخل ها حرف بزن
آنها میتوانند صدای پدر را به علی (ع)و فاطمه (س) برسانند.
زمان میگذرد
شمع میسوزد
به پای دستان پدر
در کنار نگاه مادر
باهم به پیشواز سال نو برویم
با سلام
سال نو مبارک!
وبلاگ راز و رمز کامپیوتر در نظر دارد از شما دوست عزیز و همکار گرامی که با نوشته های خرد ورزانه خود برای خود بازدیدکننده ای خاص را دارید درخواست می شود که بیاییم بازدیدکنندگان خود را با وبلاگ هایمان آشنا کنیم این کار میسر نیست مگر با تبادل لینک به همین دلیل از شما خواهشمند است ابتدا لینک ما را با عنوان راز و رمز کامپیوتر ثبت کنید و سپس به ما اطلاع دهید
با تشکر
مدیریت وبلاگ راز و رمز کامپیوتر
شایان ذکر است این کامنت به تمامی وبلاگ های با بازدیدکننده بالا و وبلاگ هایی که توانایی این کار رو از نگاه ما دارند و در ایتدای راه هستند ارسال خواهد شد
سلام ...
فرا رسیدن سال نو و عید به شما تبریک می گم ...
انشالله که سالی سرشار از سلامتی و موفقیت و شادی
داشته باشید
در پناه حق
سلام
عیدت مبارک
وبلاگ قشنگی داری به من هم سر بزن. ممنون می شم!