تا موقعیکه برگردی
دیگه هیچی نمی نویسم
کاش می دونستی توی دلم چه خبره
کاش از دلشوره هام خبر داشتی
اونوقت اینگونه تنها نبودم
داشتم با خودم زمزمه میکردم...
لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام ، مستم .
بازمی لرزد ، دلم ، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست!
آبرویم را نریزی ، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است .
م-آزاد